خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





او گره ها را یکی یکی برایت باز میکند

    .

    به ما گفتند بازی کنید. گفتیم با کی؟

    گفتند با تیم دنیا

    تا خواستیم بپرسیم بازی چی؟

    سوت آغاز بازی رو زدن.

    فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست

    بازی شروع شد

    و دنیا پشت سر هم به ما گلی میزد

    ولی نمی دونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه می کردم

    امتیازها برابر بود.

    تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم

    و خندید گفت:نگران نباش

    تو وقت اضافه می بریم حالا بازی کن.

    گفتم آخه چطوری؟

    بازم خندید و گفت:فقط پاس بده بقیش با من 

     

     

    زندگی پر است از گره هایی ،

    که تو آن را نبسته ای …

    اما باید تمام آنها را

    به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها … !

    ولی اگر به خدا توکل کنی ،

    او گره ها را یکی یکی برایت باز میکند … !

     


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : بازی ,
    او گره ها را یکی یکی برایت باز میکند

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر